من ، تو و خدا
سکوت کن و دل بسپار ، چه اهمیت دارد که کیست که میگوید و کیست که میشنود؟چه اهمیت دارد که من کجا هستم و تو کجا؟ چه اهمیت دارد که من به چه باور دارم و تو به چه؟ اینها همه قیل و قالهای نفس توست حال آنکه خود متعالی تو میخواهد آرام باشد ؛بی هیچ نام، بی هیچ مکان، بی هیچ قبیله، بی هیچ قضاوت، آزاد و نا محدود ،بی هر فرم و قاب_
این قید و بند های زمینی را ،این طبقه بندی های نفسانی را کنار بزن ؛نام را ،مکان را ،و هر تفاوتی را و با ذهنی آرام بنشین و بشنو ، میخواهم برایت بگویم و تو بشنوی و تجربه کنی
بیا از پیش داوری ها و حتی قضاوتها رها شویم و فقط گوش کنیم.بیا باور کنیم که لزومی ندارد همیشه از خودمان دفاع کنیم بیا گوش دادن ساده را تجربه کنیم.
آرامش این برکه سبز را تجربه کن
قلبت را پاک کن ،اتفاقات خوب زمانی اتفاق می افتد که قلبت را پاک کرده ای
تو پاره ای از خدایی
تو فراتر از جسمت و فراتر از ذهنت، آگاهی هستی و آگاهی تو اصل توست، خودِ متعالی توست ، خودِ
حقیقی توست، تو لایتناهی هستی و مقدس
آگاهی تو پاره ای از آگاهی همه جهان است و پاره ای از خداست
خودِ خداست
مثل قطره ای از دریا که پاره ای از دریاست ، خودِ دریاست
تو پاره ای از خدایی و من هم و او که کنار توست و آنکه آنسوی دنیاست
جایگاهی را ارج مینهیم که من و تو یکی هستیم و خدا
برای 3 روز آینده : با همه هستی یکی شو ،همه هستی را پاره از وجود خودت ببین
فقط برای 3 روز:خودت و همه را گرامی بدار چون پاره ای از خودت ، چون قلبت ، چون پاره ای از خدا
برای 3 روز : با هر موجودی که روبرو میشوی این جمله را در ذهن تکرار کن :
او پاره ای از من است، پاره ای از خدست
و ببین که عشق بی قید و شرط چگونه در تو جاری میشود
هدف از این وبلاگ شناختن حقیقت واقعی هر چیز است.